ادامه مطالب را در "کشکول شیخ نهایی" به آدرس زیر بخوانید !
http://bikhnevesht.persianblog.ir/
=================
نقل از کشکول شیخ نهایی
گهی این زندگی گرم است ، گاهی سرد !
و گاهی چشمهایت پر ز اشک ، از درد !
گهی داری ، و گاهی در نداری غرق !
و می فهمی خدایی هست ، تنها ، فرد !
تو دلمشغول در خویشی ، بیرون آی !
که بینی دهر نامَرد است ، گاهی ، مَرد !
به هر فصل این تُرَنجستان رنگارنگ !
گهی سرخ است ، گَه سبز است ، گاهی زرد !
و میدانم که می دانی بهاری هست !
که شبنم بر دو چشم نَستَرَن آورد !
اگر چون لاله خندانی ، و گر چون ابر گریانی !
نباید برکه شد ، جاری چو دَریا گرد !
تو چون گویی که چون چوگان خورد ، در چرخ !
تأمل کن ، اگر بازنده ای در نَرد !
توکل کن ، دوباره امتحان کن ، هان !
مشو نومید ، اگر هیچ است دستاورد !

به نام او که همیشه هست .
آنکه می نویسد دو بار می میرد ، یک بار زمانی که از نوشتن باز می ایستد و قلم به کناری می نهد ، و دگربار زمانی که قلب او از تپش باز میماند !
پاسخی به یک دوست :: ببین عزیز دل ، نوشتن مثل پختن دیزی آبگوشت میمونه ! ، گاهی اوقات مجبور میشی تو دیزی نمک نریزی که یه موقع شور نشه ، توش فلفل نریزی که یه موقع تند نشه ، گوشت نریزی که نقرس نگیری ، نخود و لوبیا هم که دل درد میاره ! ......اینجوری میبینی فقط تو دیزی آب جوش خالیه که روی آتیشه ، جالب اینه که هر جا میری دیزی بخوری میبینی همه همینجوری آب جوش خالیه ! ......اینه که از خیر دیزی میگذری ! ....این شده نقل نوشتن این روزهای ما ، هر چی بنویسی یه جوری سیاسیه ! ،که همه جات رو ممکنه بسوزونه ، اینه که چیزی واسه نوشتن نمیمونه !....مثل معروفی هست که میگه : " اگه قراره پیاز و کتک رو با هم بخوری ، همون پیاز رو خودت بدون کتک بخوری بهتره !!!" ...بپا پیاز رو تو دیزی نندازی !
انگار که ما ریشه در این غم داریم ،
از بس که زیادیم، همه کم داریم ،
بیفایده دل به آسمانها بستیم ،
وقتی همه سر در آخور هم داریم !
عباس صادقی
ما همه گزینه ها را روی میز داریم ! .......حالا چرا ما این رو گفتیم ؟ ......خوب ادامه مطلب رو بخون تا برات بگم !

عکس از بلاگ خانه سرگرمی